کد خبر :956478 تعداد نمایش : 3420            تعداد نظر : 0
وقتی از مسکن اجتماعی حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟
     مسکن اجتماعی یکی از طرح‌های دولت یازدهم در حوزه مسکن است که هر از چند گاهی زمزمه‌هایی درباره آن به گوش می‌رسد، اما هنوز اجرایی نشده است
 
بیلان جورنال-خبر

بیت‌ا... ستاریان*

زمانی که در یک جامعه توسعه‌یافته  به طور کامل مشکل مسکن برطرف می‌شود و فقط طیف کوچکی از جامعه از نداشتن مسکن رنج می‌برند، دولت‌ها و حکومت‌ها برای قشر محروم مسکن اجتماعی یا مسکن ویژه که به آن مسکن «اجاره به شرط تملیک» هم می‌گویند، در نظر می‌گیرند. این نوع طرح‌های مسکن در جوامعی پاسخگو و کارگشاست که خرید یا اجاره مسکن در سبد معیشت خانوار کمتر از هشت درصد سهم داشته باشد. بنابراین مسکن اجتماعی در کشورهای توسعه‌یافته برای پایین‌ترین دهک اقتصادی جامعه در نظر گرفته می‌شود که در تامین مسکن با مشکل مواجهند. زمانی که در کشورهای غربی حدود 10 هزار تا 50 هزار خانواده توانایی خرید مسکن را ندارند، دولت‌ها طرح مسکن اجتماعی را به اجرا می‌گذارند. در نتیجه این نوع طرح‌ها مختص کشورهای پیشرفته‌ای است که تمام اقشار جامعه درگیر تهیه مسکن نیستند. در کشور ما هم مبتنی بر همان طرح اروپایی‌ها مسکن اجتماعی ساخته می‌شود که مشتمل بر حدود 50 هزار واحد مسکونی است. اما باید توجه داشت که چنین طرح‌هایی در کشور ما قابل اجرا نیست؛ چرا که در ایران هنوز دهک‌های بالای درآمدی هم با معضل مسکن دست و پنجه نرم می‌کنند. در کشوری که حاشیه‌نشینی بیداد می‌کند، چطور طرحی به نام مسکن اجتماعی به فکر مسئولان اجرای خطور می‌کند؟ آمارها نشان می‌دهد که ما در سال حدود پنج تا شش درصد رشد حاشیه‌نشینی را تجربه می‌کنیم. واقعیت این است که امروزه بسیاری از افراد 100 درصد حقوق یک ماه خود را بابت اجاره‌بهای خانه پرداخت می‌کنند و به همین جهت بسیاری از ایرانیان برای تامین معاش خود به انجام چند شغل مشغول شده‌اند. شرایط کشور ما به گونه‌ای است که حتی بسیاری از کارمندان عالی‌رتبه هم از نداشتن مسکن رنج می‌برند و آنها هم تمام حقوق یک ماه خود را باید تقدیم صاحب‌خانه خود کنند. در حال حاضر بهای اجاره در نقاط جنوبی تهران به بیش از 5/1 میلیون تومان می‌رسد. این در شرایطی است که حداقل حقوق کارگران برای سال جاری 812 هزار تومان اعلام شده است. پس این قشر جامعه یا باید به حاشیه‌نشینی روی آورد، یا چندین منبع درآمدی داشته باشد. باید گفت که مسکن اجتماعی در جوامعی کارساز است که افراد با هشت ساعت کار در روز کمتر از هشت درصد حقوق خود را به اجاره یا خرید مسکن اختصاص دهند. چنین طرح‌هایی فرافکنی‌هایی است که در تمامی دولت‌های 24 سال گذشته وجود داشته و همچنان ادامه دارد. دولت‌های ما به جای اینکه مساله را حل کنند، صورت مساله را پاک می‌کنند. معضل مسکن ایران عمیق‌تر از آن چیزی است که با ساخت 50 هزار واحد مسکونی بتوان آن را برطرف کرد. دولت‌ها با اجرای این طرح‌ها تلاش می‌کنند تا در مبارزات انتخاباتی خود دچار شکست نشوند. اگر اکنون مسکن از رکود خارج شود، به هیچ وجه اقتصاد ایران نمی‌تواند متحمل تقاضای موثر در این بخش باشد. با توجه به حاشیه‌نشینی وحشتناکی که در ایران حاکم است و نزدیک به 20 میلیون نفر ایرانی در املاک و واحدهای نامرغوب زندگی می‌کنند، در صورت رونق مسکن، تقاضای موثر به شدت افزایش پیدا می‌کند و طرح‌هایی شامل ساخت 50 هزار واحد مسکونی کوچک‌ترین دردی را از اقتصاد ایران دوا نمی‌کند. فقط کشورهایی نظیر فرانسه، آلمان، نروژ، سوئد و ... می‌توانند در اجرای چنین طرح‌هایی موفق باشند. در واقع موفقیت طرح مسکن اجتماعی مشروط به آن است که ما هیچ مشکلی در حوزه مسکن و دستمزدها نداشته باشیم، سپس آن را به اجرا بگذاریم. این در حالی است که هنوز در کشور ما بحث مربوط به بافت فرسوده مطرح می‌شود و مسئولان باید ترمیم بافت فرسوده را در اولویت قرار دهند. 
طرحی که اکنون ما در بخش مسکن نیاز داریم، باید جامع و مانع باشد. یعنی طرحی که تمام ابعاد حوزه مسکن به خوبی در آن پیش‌بینی و ملاحظه باشد و همه مشکلات را شناسایی کرده باشد. از دیدگاه اقتصادی، بخش مسکن ایران به شدت نیازمند منابع مالی، و بیش از هر زمانی تشنه تزریق بودجه است. امروزه تمامی ابزارهای مالی باید در اختیار اقتصاد مسکن قرار بگیرد تا این صنعت رکود چهار ساله خود را پشت سر بگذارد. از جمله جذب سرمایه‌ خارجی می‌تواند کمک شایان توجهی به خروج از رکود کند. تمام صادرکنندگان ایرانی مصالح که در گذشته فعال بودند، اکنون ورشکست شده‌اند و صنایع زیردستی ساختمان‌سازی جملگی از بین رفته‌اند. در کشور ایران ابتدا باید کارخانجات صنایع زیردستی احیا و بازسازی شوند و بعد از آن هم ضرورت دارد اصلاح قوانین و زیرساخت‌ها در اولویت قرار گیرد. در کشورهای دیگر دنیا برای جذب سرمایه‌گذاران خارجی قوانین سهل و تشویقی در نظر گرفته‌اند و روزبه‌روز پیشرفت‌های بیشتری در آنها ایجاد می‌شود. با این حال، ما در این زمینه همچنان درگیر حواشی هستیم و کوچک‌ترین مزیتی برای جذب سرمایه‌گذاران خارجی به وجود نیاورده‌ایم. حتی شرایط به گونه‌ای است که سرمایه‌گذاران خارجی از ایران گریزانند؛ چرا که آنها برای کوچک‌ترین فعالیت اقتصادی باید از فیلترهای زیادی عبور کنند. به ویژه آنکه در چند سال اخیر کشورهای همسایه ایران شرایط مناسبی را برای حضور سرمایه‌گذاران در کشور خود مهیا کرده‌اند. مشخص است در بازارهای داخلی و بین‌المللی هر شخصی به تامین منافع خود می‌اندیشد. از جمله سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند پول خود را جایی هزینه کنند که از کمترین ریسک برخوردار باشد و از بازگشت چندین برابری آن مطمئن باشند. اکنون سرمایه‌گذاران خارجی در ایران حتی نمی‌توانند خانه بخرند؛ سرمایه‌گذاری و شهرک‌سازی که جای خود دارد! سوال این است در شرایطی که چنین مشکلاتی در بازار مسکن ایران وجود دارد، چرا دولت‌ها همچنان تمایل دارند طرح‌های ناکارآمد را به اجرا بگذارند؟ برای مثال در دولت گذشته طرح مسکن مهر به اجرا گذاشته شد که هنوز تکلیف آن به طور دقیق مشخص نیست؛ چنانکه قرار بود تا پایان کار دولت دهم تمامی واحدهای مسکن مهر به صاحبان واحدها تحویل داده شود، و بدیهی است این اتفاق هنوز در آخرین سال دولت یازدهم هم نیفتاده است. تفاوت طرح مسکن مهر با مسکن اجتماعی در تعداد واحدها و افراد تحت شمول است. طرح قبلی افراد و اقشار بیشتری را تحت پوشش خود قرار می‌داد و البته طرح مناسبی هم به حساب می‌آمد، اما در اجرا به کوچک‌ترین و ابتدایی‌ترین هدف خود هم نرسید. این در حالی است که طرح مسکن اجتماعی طرحی بسیار پیشرفته‌تر از اقتصاد ایران است و بر این اساس، از همین حالا روشن است که نمی‌توان توقع دستیابی به نتایجی شگرف از آن داشت. 
*اقتصاددان و تحلیلگر مسائل مسکن
 
موضوع خبر : اخبار اقتصادی تاریخ ارسال : 4/6/2017 12:01:32 PM  

 
نظرات شما


نام
ایمیل
نظر *

اخبار مرتبط

صفحه از


آخرین اخبار